تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

http://www.dw-world.de/dw/article/0,2144,2579905,00.html"

گزارش مفصل تر برای بعد.....

 

+ نوشته شده در  Sat 9 Jun 2007ساعت 6:18 PM  توسط علی عبداللهی  | 

۱. گوش های جبار در پاهای اوست

 

 

 

دیونیسیوس یکی از جباران خونریز شهر سیراکوس  در يونان باستان  بود. شهرت او درستمگري مرزهای زمان را درنوردیده است. روزی از روزها، آریستیپ، یکی از فرزانگان کهن یونانی، به پیشگاهش رفت و از او تقاضایی کرد. اما کو گوش شنوایی که خواسته اش را اجابت کند! مرد  که ديگر بي در كجا و مستاصل شده  بود چاره ای ندید جز آنکه، جلوی جبار سیراکوس زانو بزند، پیشانی بر خاک بسايد و پاهای جبار را بوسه باران کند. پس از این مراسم ابراز بندگی، خواسته اش  بي درنگ  و دردم از طرف فرمانرواي ستمگر اجابت شد. مرد خشنود و سركيف برخاست و پی کار خود رفت.

بعدها دوستان و همصحبت هایش او را به خاطر این کار حقيرانه اش به باد سرزنش گرفتند و باران طعنه و نيش وكنايه  بروی باریدن گرفت. آریستیپ  كمي فكر كرد واز آنان  پرسید:

چرا سرزنشم می کنید دوستان عزيز؟ من چه گناهی دارم که گوشهای دیونیسیوس در پاهای اوست؟

ملامت گران از اين پرسش وي يكه خوردند ،  لختی به فکرفرو رفتند وديگر دست از سر آریستیپ برداشتند.

 

 

علي عبداللهي

+ نوشته شده در  Sun 3 Jun 2007ساعت 3:30 AM  توسط علی عبداللهی  | 

سلام بر دوستان عزیز. مدتی این مثنوی تاخیر شد. من سفر فرنگ بودم مدتی طولانی تقریبن. نه مجال نوشتن پیش آمد نه دسترسی به تایپ فارسی ممکن بود. از همه تان که سرزدید و من حتی وقت نکردم پیامتان را درج کنم پوزش می خواهم. تازه برگشته ام. گزارش سفرم را بزودی در مطبوعات و اینجا می خوانید. با شادی و آزادی. قربانتان. 
+ نوشته شده در  Thu 31 May 2007ساعت 4:44 AM  توسط علی عبداللهی  |