تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

تازه ها:

۱. من پرنده ُ تو درخت / ترجمه ی حدود ۱۰۰ شعر نوجوانان / با طرح های مهیا / نشر نگاه معاصر / ۱۴۰۰ تومان

۲. فاوست / یک تراژدی انفسی / فرناندو پسووا / ترجمه از آلمانی و ایتالیایی / با علیرضا زارعی / نگاه معاصر/  ۲۴۰۰ تومان

۳. سفرهای گالیور / به روایت اریش کستنر / رمان نوجوانان / کتاب کیمیا / نشر هرمس/۱۴۰۰ تومان

۴. هرگز مگو هرگز / عاشقانه های برشت / با دکتر علی غضنفری / نشر گل آذین / ۴۵۰۰ تومان

۵. قصه هايي براي تاريكي / داستانهاي ريلكه / نشر نقش و نگار/ ۱۶۰۰ تومان

تجدید چاپها:

۱. نقطه سر خط / داستان کوتاه / کاروان / ۲۰۰ ۱تومان /چاپ ۵

۲. ۴۳ داستان عاشقانه / داستان کوتاه /نشر مرکز/ ۲۲۰۰ تومان /چاپ ۴

۳. مفهوم زمان / مارتین هایدگر / فلسفه/ نشر مرکز/۱۹۰۰ تومان /چاپ ۳

۴. نیچه / نشر مشکی /۶۰۰ تومان / چاپ۲

۵. هایدگر / مشکی /۶۰۰ تومان / چاپ۲

۶. کی رکه گور / مشکی / ۶۰۰ تومان /چاپ ۲

۷. اپیکور /مشکی / ۶۰۰ تومان /چاپ ۲

۸. عاشقانه های هندی /مشکی / ۶۰۰ تومان /چاپ ۲

+ نوشته شده در  Tue 6 May 2008ساعت 3:46 AM  توسط علی عبداللهی  | 

 زوزه‌ي شکوهمند و بلاغی شغا ل/ طنز

 

با دهانی که بوی نفت می دهد

یا نفتالین

در به در دنبال مشبه و بهی می دوی

آغشته با سُس استعاره

تا گازش بگیری و صدات

جلاکه پیدا کرد

زوزه چند - صدایی سردهی

ای درازگوش " ترافرازنده"!

ای انچوچکِ "پسا ساختارگرا"!

در جنگل شباهت ها هم

هیچ شباهتی در کار نیست

زوزه بکش و درخت ها را بشمار

در « کوره راه های جنگلی»

تا جانت از تن بدرآید.

شغال با زوزه هزارلای اش

حرف اول را می زند

 در این طرز و بسا

پسا مدرن تر از کلیه حیوانات ناطق و

 ناناطق همه چیز خوار و

 همه چیز نخوار باشد.

 

[تحشیه يكم:

یا (یک خاطره)

 

در کودکی از زوزه‌ي هزار و یک آوایی شغال ها می ترسیدم و به پدرم می گفتم:

این همه شغال! چطوری يكهو همدیگر را پیدا کرده اند؟

پدرم می گفت: همه صداها در اصل زوزه‌ي یک شغال است در بیشه های اطراف، که همزمان، این همه صدا به گوش می رسد! سال ها بعد که با سمفونی و ساختارشگفت آن آشنا شدم، سخت به فکر فرو رفتم. اما این اواخر، با رواج فكر درخشان شعر چند صدایی، حس می کنم آن  را خیلی خوب فهمیده ام . و حالا بی بروبرگرد، چند صدایی ترین شعر جهان را زوزه‌ي شکوهمند و بلاغی شغال می دانم. باور نمی کنید؟

 خب نکنید! هیچکس نمی تواند منکر زوزه‌ي شغال های شهری، حاشیه شهری و روستایی بشود! که همیشه ي خدا به گوش می رسند. حتی شما!]

 [تحشیه دوم:

یا

(توجیه آکادمیک پدیدارشناختی)

 

          نکته سنج ديگري فردا ي همان شب گفت: درست است . در واقع ،  صداي شغال يك سمفوني تك نفره است. رهبر و نوازندگان اش همه يكي هستند. مي دانيد كه چون شغال موقع جيغ زدن ،  ماتحت اش را به زمین می كوبد، صدای اش  با توجه به زاويه ، نوع  وسرعت كوبش اش چند نوازانه يا همان  چند رگه ي معروف  می شود!

 

 

+ نوشته شده در  Fri 2 May 2008ساعت 3:15 PM  توسط علی عبداللهی  | 

. قصیده در وصف راسو

 

نمی دانم نگهداری سنجاب و

مورچه‌ي روغنی برای چیست؟

و شاعر راسوباز،

 قصیده در وصف راسو را

در کدام شب شعر باید بخواند؟

فقط این را می دانم

که هر دوست داشتنی،

 خوب است

والبته معرکه.

دوست داشتن سگ ها

با قلاده هاشان و آدم ها

با عادات جور واجورشان.

 

اما چرا برای  راسوها و سمورها

دعوتنامه‌ي شرکت در کنگره ي«شعر متعهد»

ارسال نمی کنند؟

عجب کله پوک اند

این دبیران همایش ها!

 

+ نوشته شده در  Sun 20 Apr 2008ساعت 3:2 AM  توسط علی عبداللهی  |