2.کش و واکش های تن سوفی / طنز
از « من می خواهم» عقیم تو و
سنگ پرانی های مدام من است،
مِرنوهای جگرسوز « حنایی» .
کش و واکش های تن «سوفی» هم
از تنگی قلاده است و
شتاب دیوانه ي دست ها و
چرخ ها لابد
او مادگی اش را می مالد و بعد
می شاشد
بر تنه سپیدارها و
بید مجنون پیر!
« ناخرسندی های تمدن»!
جان می دهد،
فروید دوباره
از گورش بلند شود و آنها را
پیوست چاپ تازه کتاب اش کند.