تبليغاتX
اکنون میان دو هیچ - زوزه‌ي شکوهمند و بلاغی شغا ل

اکنون میان دو هیچ

آرام ترین سخنان توفان به پا می کنند. اندیشه هایی که با خرام کبوتران می آیندجهان را راه می برند.

 زوزه‌ي شکوهمند و بلاغی شغا ل/ طنز

 

با دهانی که بوی نفت می دهد

یا نفتالین

در به در دنبال مشبه و بهی می دوی

آغشته با سُس استعاره

تا گازش بگیری و صدات

جلاکه پیدا کرد

زوزه چند - صدایی سردهی

ای درازگوش " ترافرازنده"!

ای انچوچکِ "پسا ساختارگرا"!

در جنگل شباهت ها هم

هیچ شباهتی در کار نیست

زوزه بکش و درخت ها را بشمار

در « کوره راه های جنگلی»

تا جانت از تن بدرآید.

شغال با زوزه هزارلای اش

حرف اول را می زند

 در این طرز و بسا

پسا مدرن تر از کلیه حیوانات ناطق و

 ناناطق همه چیز خوار و

 همه چیز نخوار باشد.

 

[تحشیه يكم:

یا (یک خاطره)

 

در کودکی از زوزه‌ي هزار و یک آوایی شغال ها می ترسیدم و به پدرم می گفتم:

این همه شغال! چطوری يكهو همدیگر را پیدا کرده اند؟

پدرم می گفت: همه صداها در اصل زوزه‌ي یک شغال است در بیشه های اطراف، که همزمان، این همه صدا به گوش می رسد! سال ها بعد که با سمفونی و ساختارشگفت آن آشنا شدم، سخت به فکر فرو رفتم. اما این اواخر، با رواج فكر درخشان شعر چند صدایی، حس می کنم آن  را خیلی خوب فهمیده ام . و حالا بی بروبرگرد، چند صدایی ترین شعر جهان را زوزه‌ي شکوهمند و بلاغی شغال می دانم. باور نمی کنید؟

 خب نکنید! هیچکس نمی تواند منکر زوزه‌ي شغال های شهری، حاشیه شهری و روستایی بشود! که همیشه ي خدا به گوش می رسند. حتی شما!]

 [تحشیه دوم:

یا

(توجیه آکادمیک پدیدارشناختی)

 

          نکته سنج ديگري فردا ي همان شب گفت: درست است . در واقع ،  صداي شغال يك سمفوني تك نفره است. رهبر و نوازندگان اش همه يكي هستند. مي دانيد كه چون شغال موقع جيغ زدن ،  ماتحت اش را به زمین می كوبد، صدای اش  با توجه به زاويه ، نوع  وسرعت كوبش اش چند نوازانه يا همان  چند رگه ي معروف  می شود!

 

 

+ نوشته شده در  Fri 2 May 2008ساعت 3:15 PM  توسط علی عبداللهی  |