عروس بید در میلک !
نکتهی دیگر نگاه اصیل علیخانی به روستاست. نگاهی غیرتوریستی که به مناسبات روستائیان، به صرف سادگی رویهی ظاهری آن ، ساده لوحانه نمی نگرد و گاه مانند نویسندگان پیش از انقلاب ، به دور آن هالهای از فضیلتِ ستایش فقر و سادگی نمی تند و گاه از نگاه خرده بورژوازی ، یکسره به آن نمی تازد. مشکلاتی که حتی در کارهای غلامحسین ساعدی هم دیده می شود.علیخانی در قصههای میلک ، واقعیت و رویا را چنان در هم می آمیزد که کشیدن خطی میان آنها غیر ممکن می شود. مثل نقاشیهای امپرسیونیستی دهههای آغازین قرن بیستم . اما قصهها سخت واقعیاند و در استناد به معنای روستایی کلمه ریشه دارند.چون تصور روستائیانی که در کنار طبیعت زندگی می کنند و همیشه خود را جزئی از طبیعت می دانند، با تصور انسان شهرنشین از واقعیت متفاوت است. قصهها در نهایت یک روستای نوعی دور افتاده را در کوههای البرز به ما نشان میدهند، که تاحد زیادی با همهی خوبیها و بدیهایش قابل تعمیم هم هست.نگاه نویسنده اگر چه درجاهایی ممکن است ، از نگاه عقل ابزاری ، غیرواقعی به نظر بیاید ، اما برای کسی که در دل آن مناسبات زیسته ، بسیار واقعیاست. درهم آمیختگی امر واقعی و رویا البته که ارزش مردم شناختی مناسبات مردم میلک را در دل قصهها مخدوش نمی کند.از همان قصهی " پناه بر خدا" این خصلت آشکار می شود، قصهای عاشقانه ـ جسورانه و جادویی در دل مناسبات سنتی .فضاسازی قصه بسیار شاعرانه و پایان آن باز است. زرانگیس واقعی ، مثل پری قصهها در مه اسیر ، در مهی از خیال ، شناور است. تا "هراسانه" که روایتی مفصل و چندلایه دارد ، رویا ، رنج و بیماری را با کورسویی از خاطرهها و یادها در هم میآمیزد . تا "رتیل"ی که خواننده را به موازات آدمهای قصه دنبال خود می کشاند، اما هرگز مشخص نمیشود ، در قصه کنش نمادین دارد یا واقعی است. یا قصهی درخشان " عروس بید" .
علیخانی در این کتاب ، دریچه ای نو بر امکانات از یاد رفتهی قصه گویی و مصالح ناب آن در جای جای این سرزمین پر از قصه را به روی ما می گشاید.قصههایی که در روستاهای مناطق مختلف ایران چون گنجی پنهان اند و کسی در هیاهوی تکنولوژی زدگی ظاهری و سیاستبازی ادبی سراغ شان را نمی گیرد.البته قصه های کتاب فراز و فرود هم دارند و در مواردی گاه وجه داستانی شان کمتر می شود . شاید در آینده در یک رمان میلکی از علیخانی ، مجالی بیابیم شخصیت های کامل تری را ببینیم و نویسنده بتواندعصاره ی این تجربه های گوناگون را در آن بچکاند.اما تا آن روز عروس بید خواندنی است.
****
این مطلب درست به همین صورت با عنوانی متفاوت در روزنامه شرق پیشتر امنتشر شده است....