چرا " آمریکا " را ترجمه کردم ؟

"آمریکا " رمان متفاوت و خوشخوانی است از فرانتس کافکا ، که به تازگی به همین قلم در نشر مرکز درآمده است. دراین نوشتار کوتاه قصد پرداختن مفصل به آن را ندارم و علاقه مندان را به دوگفتار مبسوط به همین قلم در خود کتاب ارجاع می دهم.

 خوانندگان پیگیر می دانند که ترجمه ی آثار کافکا در ایران همواره فراز و نشیب هایی داشته است و اکثر آنها از زبان های دیگر  به ویژه از زبان فرانسه و انگلیسی برگردان شده اند.(خوشبختانه این اواخرآقای علی اصغر حداد همه را از زبان اصلی بازترجمه کرده) ترجمه های پیشین آثارکافکا از زبانهای دیگر، بعضاً غیرکافکایی ، مغشوش یا با لحن های عجیب و غریب و زیادی ادیبانه یا حتی عامیانه و ناقص (ترجمه ی پیشین آمریکا) هستند و البته به تفسیر و تعبیرهای متفاوت هم دامن می زنند. 

" آمریکا " ، بر خلاف نظر ماکس برود (که آن را دارای " پایان خوش " دانسته ) رمانی به شدت کافکایی است و پر از نشانه های آشکار از گفتمان و دلمشغولی های خاص کافکا: ناتوانی و تنهایی انسان ، خرده محاکمات عبث و بهره کشی و مسخ و... شاید بتوان گفت تنها در مکان داستان و فصل " تئاتر اوکلاهاما " با رمانهای دیگر کافکا فرق دارد.

 این اثر از سویی نیز خواندنی تر از سایر آثار وی است ، زیرا ماجرا در مکانی غیر از اروپا با پسزمینه ای متفاوت رخ می دهد و مناسبات جدید ، منطق داستانی و فضای جدیدی را پیش می کشند . شاید همین وجه اثر ، برود را بر آن داشت تا ادعا کند ، نویسنده با این کتاب قصد آغاز شیوه ی جدیدی از نوشتن را داشت که با مرگ وی ناتمام ماند.

 کافکا همواره در آرزوی سفر به آمریکا و حتی مهاجرت به این سرزمین بود ، ولی هرگز موفق به هیچکدام از اینها نشد ، اما از همان آغاز قصد داشت رمانی " آمریکایی " (به تعبیر خودش) بنویسد که در آن جوانی از دنیای تنگ و ترش اروپا می بُرد تا زیست – جهان تازه تری را تجربه کند. به سخن دیگر،  کارل ، نوجوان ساده دل اروپایی و شخصیت اصلی کتاب ،  در جست و‌جوی خوشبختی از همه‌چیز دل می‌کند تا شاید درآمریکا ، برای خود سعادتی نو دست و پا کند ، اما ناباورانه ، در خلال ماجراهای پیچیده ، سویه‌ی دیگری از ناکامی‌های خود ومردم آن سوی آبها را می‌بیند .در کوران همین تجربه‌هاست که کارل و به طبع ، خواننده ی رمان ، به بلوغ و آگاهی ناب دست می‌یابند. منابع کافکا ، به جز سفرنامه های متعدد به قلم "آمریکارفته گان "، نامه ها و اطلاعات  شخصی بسیاری از خویشاوندان "آمریکادیده" ی نویسنده بوده است که اغلب از چنان نگاهی واقعی و عینی برآمده اند که می شده ازدل آن چنین رمانی بیرون کشید.

 "آمریکا"، رمان پیشگویانه و جذابی است ، به قلم کافکا که سالها پس از مرگ نویسنده ، به کوشش دوست اش ماکس برود ، مثل اغلب آثار دیگرش منتشر شد و باز به پیشنهاد او این نام را بر خود گرفت .البته نسخه های تصحیح شده از سوی برود، به ویژه این اثر ، برکنار از دستکاری‌ها ، غفلت های سهوی ، یا دستبردهای عمدی و سوء تعبیرهای دوست اش نیست و حتی در مواردی با  دستنوشته‌های نویسنده منافات دارد.بدیهی است که همین کاستی ها به ترجمه های دیگر در زبانهای دیگر هم راه یافته است.

تا همین اواخر نسخه ی برود از آثار کافکا در زبان آلمانی معتبر بود و به زبانهای مختلف هم ترجمه می شد ، از جمله به فارسی. اما به تازگی مجموعه آثار انتقادی کافکا ، برمبنای دستنوشته‌ها ، بدون نام ماکس برود تدوین و منتشر شده و برخی تفسیرهای مبتنی بر آن تصحیحات را دچار تردید جدی کرده است. چون از طرفی ماکس برود به برخی یادداشتهای کشف شده ی بعدی کافکا دسترسی نداشت و از سوی دیگر ، در موارد زیادی به دقت به مفاد نامه های نویسنده به اطرافیان اش توجه نکرده است ، ازجمله به نامه های نویسنده در مورد همین رمان که طبق آن برداشتهای او و منتقدان بعدی متزلزل می شود.

باری ،  رمان "آمریکا" هم در این مجموعه ، برکنار از این موارد نیست . این اثر بر طبق نامه های خود کافکا ، نام اصلی "گمشده" را بر پیشانی خود دارد. نسخه ی تازه ، افزون بر نام جدید، در فصل‌بندی ، نام فصل‌ها و جاهایی از متن با نسخه‌ی ماکس برود تفاوت دارد ، تا بدان حد که "پایان خوش" فرضی ماکس برود و برخی منتقدان را زیر سوال می‌برد.

ترجمه‌ی فارسی این اثر، نخست با نگاه دقیق به ویراست ماکس برود و برگردان انگلیسی آن ، و درنهایت براساس جدیدترین ویراست سال 2008 با نام " گمشده " به زبان آلمانی ، سامان یافت.در این برگردان ، طبعاً ترتیب فصل‌ها، و تمام متن،مطابق دستنوشته‌های کافکا یا همان ویراست تازه است و تفاوت نسخه‌ها نیز به طورکامل در زیر نام فصل ها یا در یادداشتهای مفصل مترجم ، ذکر شده‌اند. به عبارت دیگر ، این اثر دربردارنده ی هر دو ویراست موجود ازآن در زبان آلمانی است که در آلمان معمولاً مجزا  منتشر می شود ، ولی در اینجا در یک کتاب گرد آمده و از این جهت حائز اهمیت است. درخلال دو گفتار جداگانه،دیدگاههای گردآورندگان هر دو ویراست نیزبررسی شده است. به دلیل شهرت نام" آمریکا" در زبان فارسی و رعایت برخی ملاحظات حرفه ای از سوی ناشر، ترجیح داده شد رمان با همین نام به فارسی دربیاید .

علی عبداللهی

( این یادداشت پیشتر به تقاضای دوست نویسنده حسن محمودی در روزنامه فرهیختگان www.fdn.ir،دوره جدید ، شماره 356 ، دوشنبه اول شهریور 1389  ، ص آخر(ستون چرک نویس) منشر شد و همان را در آنجا می خوانید.)