صبح سربی

(برای سام شلامینگر-که رنج او  رنج خودش باد)

صبح سربی   چرت می زند هنوز

تو کوبه را می زنی

دور نبوده ای

که دل ات تنگ اینجا باشد

وقتی  هیچ کجا

اتاقی نیست

که مرکز جهان باشد

و جهانی نیست اصلا

که اتاقی در آن باشد

و باشدی که بخواهد باشد یا نباشد.